چند روزی نت ملی شد و با دنیای مجازی کلا ارتباطی نداشتم و یه روبیکا داشتم که بزور کار میکرد کارم هم میکرد اصلا کسی نبود یه حالی ازم بپرسه هیچ سایتی هم کار نمیکرد . خودمو با کارتونای مایکت و بازی هایی که دانلود میکردم مشغول میکردم ، و اینم بگم مثل مرغ از ساعت ۱۱ میخوابم و مثل خروس از ۷ بیدار میشم امروز هم چون همه خواب بودن و نت نبود تو ماهواره بیبدن رو نگا کردم ، با خودم گفته بودم که هیچ وقت نگاه نکنم چون ناراحت میشم و همونجورم شدم تا مامانم اینا بیدار شن یه دور گریه کردم براشون ، قضیه اعدام واقعا خیلی سخته ما تو کلاسامون هم وقتی اعدام رو بررسی میکردیم نمیتونستیم جدی بگیم که اعدام بابد باشه یا نه .
همین الان که دارم اینو مینویسم طبقه ۵ امون قیامته و خانوادگی دارن دعوا میکنن دخترشونم رفت هعییییی
برچسب:
نویسنده: سجاد کاشانی