لیسانس هدیه موند به فروردین
-
تاریخ: 1402/11/9 ساعت: 4:54
برای دومین بار همین امتحانم بخاطر برف تعطیل شد
تعهد
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 16:17
تعهد داشتن برام خیلی حس خوبی میده ، اصلا نمیدونم چجوری بگم که جوری نشه که از این دخترا دبیرستانی تازه رل زده نشون بدم خودمو
تعطیلی دانشگاه ها
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 16:17
برف از دیروز بعد از اینکه از امتحان اومدم شروع کرده ب باریدن ، بعدم که از عصر بکوب باریده تا الان ، دیشب اعلام کردن که امتانای یکشنبه تعطیله و الانم امتحان های دوشنبه اخه چقدر تعطیلی من اخه درس خونده بودم با اینکه امروز یه امتحان سخت داشتم ( متون حقوقی) و فردا که تعطیل شد دوتا امتحان ناراحت شدم از ت...
روز قشنگم
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 16:17
دیروز بعد امتحان پیشگیری از جرم که ساعت ۹ تموم شد با آقای چشاش ت اون هوای نسبتا سرد و نم نم بارون کلی قدم زدیم اطراف دانشگاه رو تا اون کافه ای که میخوایم باز شه . بعد اون رفتیم شهر کتاب کلی گشتیم میدونه عکس گرفتن رو دوس دارم رو پله ها بودم که روی دیوارش آینه های زیادی زده بودن که شعر نوشته داشت توشو...
خاطرات نمره گرفتن از استاد
-
تاریخ: 1402/10/19 ساعت: 3:43
۳ روز از شروع امتحانت ترم آخر گذشته و من ۵ تا امتحانم رو دادم و هنوززز به درسای اختصاصیم نرسیدم اینطوری بگم که خواندن ۵ تا درس عمومی واقعا مغزمو فشار داد و میخوام داد بزنم من دیگه توان ادامه دادن ندارم. ده تا از امتحانام مونده به هرکس میگم اینقد امتحان دارم اینقد همونی تعجب میکنه. بیشتر اون چیزی که ...
میخوام منم
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 9:38
خسته شدم از بس یلدایی تازه عروس دیدم
آخرین کلاس از آخرین ترم
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 9:38
دیروز ساعت ۱۶ و ۳۰ اخرین کلاسم تموم شد و اومدم خونه انگار که کل غم عالم نشست تو دلم ، درسته هیجان داشتم تا زود تموم شه ولی وقتی واقعنی اتفاق افتاد خیلی ناراحت شدم . فقط هم گریه میکرد ، بیشتر به این ناراحت بودم دیگه نمیتونم مثل دوران دانشگاه با آقای چشاش باشم و بریم کل شهر رو قدم بزنیم بریم کافه ها و...
دوست مجرده
-
تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 19:05
اخرش شدم اون دختر مجرده بین دوستام
نامزدی فاطی
-
تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 19:05
یکی یکی دوستامو دارم عروس میکنم :) دیروز عقد دوست دبیرستانم که باهم صمیمی بودیم بود، انقد احساساتی بودم تو جشن ، حس مادربزرگارو داشتم چون از اشنا شدنشون ، دوستیشون و رل زدن و همه و همه خبرداشتم و در ارتباط بودیم الانم عروسش کردم.نگاهای عاشقانه داماد به عروس الله الله
یواشکی
-
تاریخ: 1402/9/5 ساعت: 19:05
با مریم برا تولدش رفتیم کافه ، یه عالمه عکس گرفتیم ، با دسته گلها ولی خب چون قائمکی رفتم نمیتونم عکسارو جایی بزارم تا مامان نبینه
هفته اخر تابستان
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 16:46
هفته اخر تابستان مشغول عروسی بودیم مامانم اینا درگیر کارای عروسی و منم لباس، دو روز مونده به عروسی مامانم وقت کرد برا لباسمون منجق بدوزه که اونم نصفه موند و عمش دست تنها بود رف پیشش منم مجبور شدم خودم بدوزم نشسته بودم میدوختم با سلیقه خودم انقدم قشنگ یه استین رو کلا منجق دوختم رسیدم دومی که مامانم د...
پیر شدم
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 19:08
من امروز ۱۰ سال پیر شدم سر انتخاب واحد، اگه لازم باشه ۵ سالم میخونم تا ارشد رو برم سراسری، نه سایت درست حسابی دارن ن هیجی از ساعت ۸ فقط رمز و نان کاربری میزدم اصلا نمیر؛ درس ارائه دادن ن اسم استاد زده نه ساعت نه روز ، چشمی دلی شانسی اتتخاب واحد کردم ۲۲ واحد و تامام. عوضش قراره پاره شم موقع امتانا فق...
تولد دوست الهه
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 23:38
پنجشنبه با دوستای الهه رفته بودیم پارک بانوان ، تولد یکیشون بود و قرار بود سوپرایز کنن،اولش اصلا دلم نمیخاست برم چون میگفتم اونا راحت نمیشن جمعشون یه غریبه باشه و اینا که الهه گف همه خواهراشونو میارن ،اقا ما رفتیم و من هنوز معذب بودم، دیگه رفته رفته جور شدیم و کلی خوش گذشت باهاشون،اخرشم عکس گرفتیم ،...
هوای گرم شماللللل
-
تاریخ: 1402/5/21 ساعت: 23:38
اقاااا دیروز ما با خانواده مادری که کلا باهم ۲۰ نفر میشیم، گفتیم بریم پیکنیک و رفتیم تا نزدیکیای استارا یه حایی وسط جنگل بود اصلا بهشت خیلی خوب بود هیشکی نبود فقط خودمون بودیم انقدم گرم بود، نه گرم نه داغ بود یکمم مسیر زیادی رو مجبور بودیم تا جنگل با وسایلا پیاده بریم توان حرکت نداشت هیشکی بخاطر گرم...
سفارش احمقانه
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 23:29
اقااا من برای شکلات سازی نیاز به دما سنج لیزرب داشتم تو دیجیکالا ارزون بود سفارش دادم گفتم بخاطر یع وسایل اینقد برا پست پول میدم یه چیز دیگم سفارش بدم زیادم پول نداشتم ، گفتم بذر ژیپسوفیلا سفارس بدم حالا بعد سفارش متوحه شدم ژیپسو رو فروشنده میفرسته دماسنج رو دیحیکالا بخاطر اون پولش زباد شدههه ایییی ...
بذر ژیپسو
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 23:29
بذر ژیپسو سفارش دادم برام بگونیا فرستادن
شدت داریخمای
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:33
شدت داریخمای (شاید معنیش میشه بی حوصلگی) امروز خیلی بیشتر از بقیه روزاس اولین امتحانم رو دادم خوب بود بیست میشم احتمالا درس نچسبی بود " آیین زندگی " اصلا نمیچسبید ب مغزم و بخاطرش مجبور شدم ۳ دور بخونم تا ب خودم اطمینان داشته باشم ولی رفتم سر جلسه دیدم نه یادم مونده همش الکی میترسیدم، هوا شدید گرم بو...
تولد بچم
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:33
بچم ۸ سالش شد
پایان ترم ۶
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 16:33
دیروز بالاخره ۱۲ تا امتحانمو دادم و تموم شد راحت شدم، دلم میخاد فقط بخوابم بخوابم ولی خب عادت کرده بودم و صبح زود بیدار شدم و سرش کلی حرص خوردم سعی کردم بخوابم ولی نشد، تصمیم گرفتم کلاسای شکلات سازیم رو ببینم و بنویسم و دیگه یواش یواش وسایلاشو بخرم و شروع کنم درست کردن، ولی خب خابم میاد، دیروز بعد ا...
ماجرای پول های من و گاو های ماده
-
تاریخ: 1402/2/6 ساعت: 13:36
اقااا امروز رفتیم ۸۰ تومن دادیم یکی از دستگاه های شورابیل رو سوار شدیم هنوزم سوزشش با منه جمعا ۸ دیقه بالا نموندیم، اصلا ب اندازه حتی ۱۰ تومن من کیف نکردم